تا نگاهم از اشک هایم سرشار شود و گل دهد میان باغچه ی دلم ...
نفس هایم گرفته ...
من بوی تو را می خواهم ...
یک دل جای دو محبوب نیست ...
هر چه جز تو در دل فقط می آزارد و تیغ زهر آلودش تا اعماق جان را می خراشد ...
چه تلخ است حسرت ...
حسرت لحظه های بی تو و نبودن ،
که بودنم فقط از تو علت پذیرد ...
صدایم کن!
که زیباست از شوق تو لبریز شدن ...
به دور شمع عشقت پر زدن ...
و سو ختن ... و سوختن ... و سوختن ...
.jpg)
نگاه زیبایت را نمی خواهم
طنین دلنشین صدایت را نمی خواهم
کرشمه و نازت را نمی خواهم
خرامان راه رفتنت را نمی خواهم
به شیرینی خندیدنت را نمی خواهم
نمی خواهم لمسم کنی
نمی خواهم نازت کنم
نمی خواهم پندم دهی نمی خواهم خامت کنم
بگـــــــــــذار دوســــــــتت بدارم
بگذار پرتوی از روحت بر این تن در حال احتضار بتابد
بگذار پرتوی نورت بر این جسم سرد وتاریک بتابد
بگذار پرتوی از مهرت به من امید ببخشد
به من گرما ببخشد به من روح زندگی ببخشد

آه اگر روزی نگاه تو
مونس چشمان من باشد
قلعه سنگین تنهایی
چهار دیوارش ز هم پاشد
آه اگر دستان خوب تو
حامی دستان من باشد
قلعه سنگین تنهایی
چهار دیوارش ز هم پاشید
يك نفر هست كه از پنجرهها
نرم و آهسته مرا ميخواند
گرمي لهجه باراني او
تا ابد توي دلم ميماند
يك نفر هست كه در پرده شب
طرح لبخند سپيدش پيداست
مثل لحظات خوش كودكيام
پر ز عطر نفس شببوهاست
يك نفر هست كه چون چلچلهها
روز و شب شيفته پرواز است
توي چشمش چمني از احساس
توي دستش سبد آواز است
يك نفر هست كه يادش هر روز
چون گلي توي دلم ميرويد
آسمان، باد، كبوتر، باران
قصهاش را به زمين ميگويد
يك نفر هست كه از راه دراز
باز پيوسته مرا ميخواند
.jpg)
برای تو می نویسم برای نگاه زیبایت
برای شیرینی عشقی که در دلم هر لحظه بیشتر شعله می کشد
قلبم را از دورنگی های روزگار پاک نمودم
تا عشق پاک تو را در قلبم جاودانه کنم
شور زندگی و امید را با بودنت حس می کنم
حس زیبای تو را داشتن بی هیچ ترسی از دوری
بی هیچ ترسی از انتظار تلخ عشق
برای تو می نویسم تویی که قلبم را بی هیچ بهانه از آن خود نمودی
برای تویی که دوستت دارم
تویی که دوستت دارم

چارلی چاپلین. به دخترش گفت
تا وقتی قلب عریان کسی را ندیده ای بدن عریانت را نشان نده
هیچ گاه چشم هایت را
برای کسی که معنی نگاهت را نمی فهمد گریان نکن
قلبت را خالی نگه دار
اگر هم روزی خواستی کسی را در قلبت جای دهی
سعی کن که فقط یک نفر باشد
به او بگو تو را بیشتر از خودم و کمتر از خدا دوست دارم
زیرا به خدا اعتقاد دارم ولی به تو نیاز دارم
.jpg)
تو را به جای همه روزگارانی که نمی زیستهام
دوست می دارم
برای خاطر عطر گسترده بیکران و برای خاطر عطر گل های بهاری
برای خاطر برفی که آب می شود،برای خاطر نخستین گل
تو را برای خاطر دوست داشتن
دوست می دارم
***************************************
بهار نیز سپری می شود باران می آید در کوچه تنگ
و باز خبری از تو نیست
دلم برای تو تنگ است
روزهایی ست که همه چیز مرا به یاد تو می اندازد
در کنار بوته های برگهای سبز ایستاده ام
در کنار غنچه های سرخ که در زیر باران لبخند می زنند
در انتظار تو
در گوشه دیوار کهن نقش تو ظاهر می شود
به سویت می روم تا تو را در آغوش گیرم
ناگهان اندامت هاله آسا در میان دستهایم محو می شود
به خود می آیم تو را نمی یابم
دلم برای تو تنگ است
باران همچنان می بارد
قطرات باران بر روی آب حوض می رقصند
و من همچنان منتظرم

سلام
دوستای گلم
خوبيد مهربون های گل
يه خبر مهم
فردا یکشنبه تولدمه18/5
منتظرتون هستم موفق باشيد و شاد



نوشته شده توسط عزیز صفایی در شنبه هفدهم مرداد 1388 ساعت 23:49 موضوع | لینک ثابت
عشق برای تو . احساسم برای تو . زندگیم برای تو .
من هیچی نمی خواهم. با قلب واحساس من بازی کن
این قلب سرگرمی تو. تو شاد باش من می سوزم. توبی خیال باش من می سازم.
در راه عشق تو مثل آتش سوختم. اینک خاکسترم جامانده است.
خاکستری که تنها با یاد محبت و عشق تو دوباره شعله ور خواهد شد.
در راه عشق تو چه سختی هایی کشیدم. چه شکنجه هایی دیدم.
چه غم وغصه هایی چشیدم. و چه اشکهایی که نگو برای تو ریختم.
غرورم را شکستم از همه گناه هایت گذشتم. همه اینها فدای قلب بی وفای تو.
از آن سو؛ تو از عشق سرد شدی. از این سو؛ من در عشق توسوختم.
از آن سو؛ تو بی خیال این دل عاشق من بودی.
از این سو من لحظه به لحظه به یاد تو دلتنگ تو بودم.
این دل من برای تو است. هرچی می خواهی آنرا بِشکن.
بشکن تا من همچنان بسوزم.
سوختن در آتش عشق تو به من گرمای یک زندگی براز اُمید را می دهد
تو در آن سو در آسمان به ستاره هایی که چشمک می زنند نگاه می کنی.
من در این سو با حسرت به تو نگاه می کنم.
ودر حسرت آن روزهایی می نشینم که کنار هم بودیم
وهیچ کسی مثل ما همدیگر را دوست نمی داشت.
عزیزم تو با آرامش زندگی کن تا من با آرامش تو عاشقانه زندگی کنم.
اگر با شکستن این دل من دیدن آن لحظه که در عشق تو می سوزم
وبا عشقت می سازم ترا آرام می کند حرفی نیست دلم را بشکن.
وبا آن بازی کن.... اما یادت باشد عشق همیشه برای توست .
*************************************
وقتيكه عاشق چشمات شدم تازه فهميدم كه زيبايي چيست *
وقتيكه تو رو در قلب كوچكم جاي دادم تازه صداي ضربان قلبم را شنيدم*
وقتيكه دست در دستان تو نهادم تازه معناي گرمي را درك كردم *
لحظه ها و ثانيه هايي را كه با تو سپري مي كنم بيشتر پي به معناي زندگي مي برم *
هنگاميكه به ياد تو هستم مي فهمم كه آرامش چيست
و هرگاه به جدايي مي انديشم كنار خود سايه مرگ را مي بينم
.jpg)
همه چيز بخاطر تو دوست داشتني است...
دوري را دوست دارم هر چند که دلتنگ و غريب ميشوم اما
وقتي دوباره با يک بغل مهرباني در ميگشايي و صدايم
ميکني، دلم مثل يک کهکشان وسيع ميشود.
شب را بخاطر تو دوست دارم که تا تولد سپيده صبح، دلواپس
نيامدنت باشم. کسي که عاشق باشد ميداند که تمام طعم
عشق به دلشورههاي شبانه است ...
.jpg)
كاش قلبم درد پنهاني نداشت. چهره ام هرگز پريشاني نداشت
كاش برگه هاي آخر تقويم عشق ، خبر از يك روز باراني نداشت
كاش مي شد راه سخت عشق را بي خطر پيمود و قرباني نداشت
كاش ميشد عشق را تفسير كرد. دست و پاي عشق را زنجير كرد
كاش يا رب آشنايي ها نبود يا به دنبالش جدايي ها نبود
***************************************
آنگاه که پا به کوچه های دلتنگی گذاشتم
تا از میان هزاران صدای خسته مرحم لحظه های تلخم را بیابم
تنها طنین نغمه های تو بود که مرحم زخم هایم شد
دوست دارم تمام یاس های وجودم و گلهای محبت دلم
و تمام نیلوفرهای باغ احساسم را بچینم
و به مناسبت شکوفا شدن زندگی ات تقدیم تو کنم
تویی که لحظه لحظه بودنت ذره ذره وجودم را تفسیر می کند
.jpg)
دیگه بسه تو قفسی که این دنیا واسمون ساخته
زندگی کردن... دیگه بسه غصه خوردن... دیگه بسه
چشم به راه بودن برای تو... تو رفتی منم رفتنیم با این
تفاوت که تو به سوی آینده ات رفتی... ولی من هنوز تو
گذشته جا موندم... دیگه پاهایم یاری رفتن بهم نمیدن...
دیگه بالهایی که با آرزوهای محالمون واسم مهیا کرده
بودی گشوده نمی شوند... می خوام برم از این دیار... تو
میگی کجا برم؟ هر جا که برم خیالت ولم نمیکنه...
نیستی که ببینی دیگه هم زندگیم شده رویای شیرین
تو... آخه با انصاف به منم حق بده... منم دلم می
خواست همیشه با تو باشم... ولی به چشم خودت
دیدی که نشد...! پس به خاطر من اگه هنوزم دوستم
داری در مسیر سرنوشتت حرکت کن... بیشتر از این به
خودت عذاب نده... ازت خواهش میکنم اگه هنوز
فراموشم نکردی... سخته بگم: ولی میگم: من حقیر را
از یادت ببر... اگه دوستم داری نذار بیشتر از این قربانی
بشیم...

بـــذار بـــــاور کـــنم تنــــهای تنـــهام
نمی خوام با کسی غیر از تو باشم
می خوام از خوابی که لحظش یه ساله
بـــرای دیـــدن روی تــــو بـاشـــم
اگـه تـــــو بــاشــــی و دنیـــا نـباشــــه
می شه با تو هم دنیا رو حس کرد
همــــــــه دنیا بیــــاد و تــــــو نباشــی
دلــم دق مــی کنه با این هـــمه درد
تمــــوم زندگیــم رو زیــرو رو کـــــن
که بی تو دلخوشی هــام هــم گناهــه
خـــودت بـــاش و منـــو دیونــگی هام
فقط با تـــو دل مـــن رو به راهــــه
بـــــذار باور کنــــم اینـــو که بــا عشق
حقیقــت مــی شــه تو افســانه باشـــه
مــی شــه افســانه هــا رو زنــدگی کرد
اگه حـــق بــا منـــه دیـــوانه بــاشــه
***************************
قشنگ ترین صدای زندگی تپش قلب توست ،
با شکوه ترین روز دنیا تولد توست ،
پس برای من بمان و
بدان که عاشقانه دوستت دارم .
.jpg)
This is not love that the world positioned. Love is something that it valuable rotation

نوشته شده توسط عزیز صفایی در جمعه پانزدهم خرداد 1388 ساعت 1:28 موضوع | لینک ثابت
درباره وبلاگ

با عرض سلام من عزیزصفایی هستم.روحیه ی من به صورت دوستانه و عاشقانه است امیدوارم از وبلاگ من خوشتان بیاید.موفق باشید.(نظر یادتون نره) مرسی
فهرست اصلی
دوستان
پیوندهای روزانه
ساقی
وبلاگ ایمانی
تورامن چشم درراهم
My love
قلب یخی
پژواکهای سرگردان حوا
سکوت پاییز
فقط واسه تو ساختمش
بید مجنون
نازنین عاشق
سلطان غم
زندگی زیباست
تلاطم عشق
عشق من مهدی
عشق مشکوک
رد پای احساس
تنهايي و سوزعشق
شعرهای تنهایی
دختر تنهای شهر شما
تقدیم به تک ستاره اسمان قلبم
محکوم
فروغ عشق
داغ بی تو زیستن
هست پرسپولیس
تنهایی دختری تنها
به یاد او
دادگاه عشق
نوشته های پیشین
مرداد 1388
خرداد 1388
اسفند 1387
دی 1387
مرداد 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
تیر 1385
طراح قالب
POWERED BY